عشقولانه

صورتش رو جلوتر می آره و در حالی که داره خیره خیره نگاهم می‌کنه: مامان چه چشمای قشنگی داری!

منو می بینه که دارم موهامو را مرتب می‌کنم: مامان، عروس شدی!

داریم می ریم مهمونی، پدر و پسر دم در آماده هستند، بدو بدو می رم که به اونها بپیوندم: مامانم رو ببین چه شیک شده!

دومین مردی هستی که عشقولانه‌هایت، روزم را می سازد پسر، بعد از پدر.

/ 3 نظر / 16 بازدید
مجتبي

سال نو مبارک خوشحالی و سرسبزی روح هرروزه زندگی تان باد.

فاطمه

سلام! خیلی هم خوشحالم که مرا می خوانید. ایرادی ندارد و سپاس که اجازه گرفتید. در پناه خدای عزیز باشید.

مامان آروشا

سلام خانومی، سال نو بر شما و پسر گل و همسر محترمتون مبارک. امیدوارم سالی سرشار از شادی و سلامتی و سعادت پیش رو داشته باشین. خیلی اتفاقی با وبلاگتون آشنا شدم. چقدر زیبا و راحت همه چیز رو تعریف میکنید. واقعاً از خوندن مطالبی که نوشتین لذت بردم. اگر قابل دونستین به وبلاگ دختر من هم سر بزنید. به خدا می سپارمتون [گل]