لحظه شماری

پسر هم دیگر حوصله اش سر رفته، ما که جای خود داریم. سفر یک هفته ای دارد تبدیل می شود به سفر سه هفته ای... بلیط برگشت هم نیست که نیست، رفت برای بعد از تعطیلات. ساعت هشت شب انگار خاک مرده پاشیده اند به این شهر، تازه اینجا لندن شان است، وای به حال شهرستان شان! لحظه شماری می کنم برای خانه.

/ 2 نظر / 25 بازدید
صرافي

مي گويند براي کلبه کوچک همسايه ات چراغي آرزو کن، قطعأ حوالي خانه تو نيز روشن خواهد شد.من خورشيد را براي خانه دلتان آرزو مي کنم تا هم گرم باشد و هم سرشار از روشنايي سال نو مبارک

بازي انلاين

با سلام وبلاگ خوبي داري عزيز اگه دلت ميخواد فرمانروايي کني يکسري به سايت ما بزن بازي انلاين تراوين با عضويت رايگان و جوايز هفتگي و سرورهاي قدرتمند www.vikings.ir